ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
113
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خسرو انوشيروان فرزندانى ادب آموخته داشت . و از ميان آنان پسر خود را جانشين خويش ساخت ، كه پس از او به سلطنت رسيد .
--> [ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : در چندين مورد خسرو بعضى از مجرمان را پوست كنده و پوست ايشان را به كاه انباشته است . به موجب روايت آگايثاس : به فرمان خسرو ، نخويرى را كه در كشور لزكىها مغلوب شده بود ، زنده پوست كندند . در شورىها خسرو وانمود مىكرد كه ميل دارد ديگران هم عقيدهء خود را بگويند . ولى در حقيقت اين كار تظاهرى بيش نبود . راجع به دفاتر مالياتى جديد ، خسرو شورائى تشكيل داد و گفت : هر كس ايرادى دارد اظهار كند . همه ساكت ماندند . چون پادشاه بار سوم سؤال خود را تكرار كرد ، مردى از جاى برخاست و با كمال ادب پرسيد كه پادشاه خراج دائمى بر اشياء ناپايدار تحميل فرموده و اين به مرور زمان در اخذ خراج موجب ظلم خواهد شد . آنگاه خسرو فرياد برآورد كه : « اى مرد بدبخت گستاخ ، تو از چه طبقهء مردمانى ؟ » عرض كرد : « از طبقه دبيرانم . » خسرو فرمود ديگر دبيران او را آنقدر با قلمدان بزدند تا بمرد ! آنگاه همهء حاضران گفتند : شاهنشاه همهء خراجهائى را كه مقرر فرموده است موافق عدالت است . بقيه ذيل در صفحه بعد